سفر به کویر خور و خوسف ( دشت عقیق)

سفر به کویر خور و خوسف ( دشت عقیق) روز جمعه ۱۷ آبان ماه سال جاری به دنبال مشغله هایی که در نمایشگاه توانمندی های صنایع دستی و گردشگری خراسان جنوبی به دلیل راه اندازی نمایشگاه عکس و چندین غرفه مرتبط با گردشگری خراسان جنوبی داشتم ، فرصت مناسبی بود تا به همراه جمع گرم و صمیمی خانواده و همراهی همسر،فرزند و برادرم، سفری به کویر زیبای خور و خوسف داشته باشیم. از مهمترین جاذبه های این کویر که وسعتی فی مابین شهرستان خوسف، آب گرم لوت، روستای خور، معدن سه چنگی و روستای زنوغان را در بر می گیرد، می توان به آبگرم معدنی و درمانی گرماب ،جنگل طبیعی طاق و نیزار بزرگ ، دشت زیبای خور ، کلوته های گلین گرماب ، زاغ بور پرنده منحصر به فرد ایرانی ، گله های هوبره یا همان شتر مرغ کوچک ایرانی و شاید از همه جذاب تر به دشت پر از سنگهای قیمتی در منطقه اشاره نمود. همسر و یار وفادار سفرهای کویرنوردی من، متخصص زمین شناسی است و در سفرهای قبلی نمونه هایی از این سنگها را جع آوری نموده و از آنها به عنوان عقیق و با نام علمی سیلیس آبدار نام می برد. او ضمناً مدرس کلاسهای هنری تراش سنگهای قیمتی است و تحولی که او و شاگردانش پس از کار دقیق و حساس بر روی این گوهر ها خلق می کنند چشم هر بیننده ای را خیره و زبان را به تحسین و ستایش وا می دارد. باز هم مراحل برنامه مثل همیشه آغاز میگردد. اول برنامه ریزی و مشخص نمودن هدف و مقصد برنامه؛ دوم جمع آوری اطلاعات نقشه ها و فایلهای GPS مربوط به منطقه؛ سوم تهیه لیست تجهیزات مورد نیاز و چیدمان آنها و گزینه چهارم همان انتخاب دوست داشتنی حرکت و سفر است. صبح زود در حالی که هوای فرح بخش پاییزی را با حرص و ولع می بلعم، باروبندیلها را به کمک خانواده در داخل لندرور دو دیفرانسیل، همان دوست و یاور همیشگی راه و بیراه کویر و کوره راههای طبیعت بکر و زیبا ، جاسازی میکنیم. چکاب آب رادیاتور ، روغن ، تنظیم باد لاستیکها و تجهیزات کویر نوردی ، کمک های اولیه ، غذا ، آب ، بنزین ، لوازم یدکی ، چادر و کیسه خواب و … آخرین تستهای قبل از شروع سفر است که باید با دقت زیاد صورت گیرد و در نهایت غرش موتور خودرو کوچک ماست که نخستین خمیازه های صبحگاهی را مرور می کند و خبر از آمادگی برای آغاز سفر می دهد. بی درنگ به سمت فلکه خوسف و از آنجا به خارج از شهر و به سوی شهرستان خوسف می تازیم؛ خوسف که در نزدیکی بیرجند و در جهت غرب آن واقع است، از مردمانی خونگرم ، فرهیخته و هنرمند برخوردار بوده و مقبره ابن حسام خوسفی شاعر و عارف نامدار در این شهر واقع شده است؛ خانه های گلین شهر چشم هر بیننده ای را به تحسین وا می دارد و کوهستان زیبا و مفرح رچ و روستاهای سرسبز چون آرک و گرنگ در فصول گرم سال پذیرای صدها گردشگراز نقاط مختلف استان هستند. سنگ نگاره رچ که حکایت از نبرد مردی ازدوران باستان با سلطان حیوانات دارد از دیگر جاذبه های گردشگری این منطقه است. بر فراز کوه گنج واقع در جنوب این شهر می توان قلعه ای متعلق به اسماعلیان را یافت که یکی از شاهکارهای آرشیتکت در زمان خود محسوب می شده است و بنای آن بر بلندای قله ای سنگی و صعب العبور، دسترسی به آنرا غیر ممکن می ساخته است . این گروه ظاله از اسماعلیان که از تکنیکهای ترور و وحشت استفاده میکرده اند، نخستین بنیانگزاران تروریسم سازمان دهی شده در جهان به شمار می روند و توانستند با آموزش فدائیان اغفال شده، از آنان برای ایجاد رعب و وحشت در دل حکام زمان و تغییر جهت تصمیم گیریها به نفع خود ، بهره های زیادی ببرند ولی اکنون از آن قلاع بزرگ و دژهای تسخیر ناپذیر بجز خرابه و نامی ننگین باقی نمانده است تا درس عبرتی باشد برای همه آنان که توسل به بدی را راهی برای نیل به نیکی می پندارند؛ زهی احوال و خیال باطل! راهی دور و دراز در پیش رو داریم و هوا رو به گرفتگی می رود پس خوسف را به مقصد خور ترک می کنیم. در مسیر خوسف به خور و در نزدیکی ارتفاعات آرک روستائی است به نام آریش که میتوان اولین نخل خرمای کره زمین را در دورترین فاصله از خط استوا مشاهده نمود و در نزدیکی آن یعنی روستای دستگرد می توان از تماشای باغ پرورشی گلهای نرگس حظ فراوان برد. گل نرگس که خیلی ها آن را به نام گل یخ یا گل سرما نیز می شناسند، از معدود گیاهانی است که در اوج سرما و در دل برف می شکفد و رایحه ای بسی خوش و دلپذیر دارد و می تواند نمادی از استتقامت و پایداری نیکی ومهر در مصائب و پلیدیهای روزگار تلقی گردد و البته نکته جالب در باغ روستا ،به نقل دوستان، وجود باغبانی ترش روست که هیچ تناسبی با محصول سراسر عاطفه اش ندارد! کمی جلوتر لکه ای سفید بسان زخمی بر دل کوه آرگ خود نمائی می کند! معدن سنگ مرمریت بسطام؛ که علی رغم زخم زدن بر دل طبیعت پاک در سفری کاری که مدتی قبل به آنجا داشتم، از صاحبی باذوق ، ماهر و علاقمند به اشعار بایزید بسطامی برخوردار بود که توانسته در توسعه اشتغال منطقه هم نقش بسزائی داشته باشد. هنوز از فکر زخم های معدن سنگ بر دل کوهستان خارج نشده ام که چشممان به جمال کارخانه ذوب آهن واقع در دشت زیبای خور روشن می شود! یگانه کویر بکراستان و مأمن بازمانده های هوبره های این پهنه نیز می رودتا چندی دیگر به لطف ساخت و ساز و فاضلاب این کارخانه جای خود را به برهوت بسپارد و آنان را که دل در گرو افسونش دارند غرق در اندوه سازد! و در اینجاست که جای خالی تشکلهای مردم نهاد زیست محیطی به وضوح احساس می شود؛ ولی چه سود که این علف هرز هر روز بیشتر از روز دیگر رشد می کند تا شاید در آینده ای نزدیک وسیله ای باشد برای پر نمودن جیب سرمایه گذاران پولدار و اجنبی آن و احتمالاً ایجاد اشتغال برای تعدادی جوان بیکار که احتمالا نمی دانند توریستها حاضرند برای دیدن یکی از همان هوبره ها مبلغ حقوق سالیانه شان را پرداخت کنند! و دریغا از به ثمر نشستن این درخت هرز! توضیحاتی در مورد مشکلات زیست محیطی موجود در استان به خانواده ام می دهم و کماکان به پیش میرویم. در نزدیکی خور فضای پارک جتگلی در حال احداث آن خود نمائی می کند که با سرعتی طاقت فرسا مراحل احداث خود را می گذراند و جز یک ساختمان نیمه ساز و فنر کشی و مقداری نهال مختلف فعالیت دیگر در آن به چشم نمی خورد! در فکرم که چرا در کشور ما انجام پروژه ها همیشه باید در بازه زمانی بسیار طولانی و با سرعتی کند انجام شود و چرا مسئولین در مدیریت پروژه ها، هیچگاه نقش مخرب ازدست دادن زمان را به عنوان یک ابزار مخرب و یک ضرر مسلم در نظر نمی گیرند!؟ و چرا رقمهای کلان در صرف هزینه ها از بیت المال مسلمین، همواره کمتر مورد کنکاش و تیز بینی قرار می گیرند تا هزینه های جزئی و مثلاً صرفه جوئی در مصرف کاغذ و خودکار!؟ کمی جلوتر در پمپ بنزین توقفی می کنیم. پمپ چی در حالی که از شدت سرمای کویر، کاپشن ژنده اش را بسان ساندویچ به دور خود مچاله کرده است، با چشمانی که انگار به موجودی عجیب الخلقه می نگرد، درشگفت ماشین بار و بندیل بسته ما با آن متعلقلت عجیب و غریبش مات و مبهوت مانده است؛ ولی بلافاصله می شناسدمان! – به به کویرنوردان ماجراجو! و با چشمانی حیرت زده می پرسد: کویرنوردی با زن و بچه؟! آقا خطرناک هست آقا!! لبخندی می زنم و اطمینان می دهم که مجهز هستیم و آمادگی مقابله با شرایط پیش بینی نشده را داریم؛ ضمناً یادآور میشوم که شرط اول انسانیت توکل است و ترس و دور اندیشی در مراحل بعد و تابع این شرط هستند. می پذیرد و با تکان دادن دست بدرقه مان می کند. نخل های خشک شده خور که نشان از شدت سرمای زمستان گذشته اند، متعجبمان میکند ولی جای آنرا لذت دیدار بادگیرهای گلین و زیبای خانه های قدمی روستای خور می گیرد؛آه که چه لذتی دارد استراحت در گرمای طاقت فرسای تابستان آنهم بزیر نسیم حاصل از این بادگیرها و بوی دیوارهای کاه گلی خانه روستایی! هوا بسیار مطبوع شده ولی کماکان احتمال بارندگی می رود؛ ارتفاعات کوتاه بین دشت خور و زنوغان را پشت سر میگذاریم و پس از آب انبار ساخته شده در کنار جاده، تصمیم می گیریم تا در جهت جنوب از جاده خارج شویم و ره به بیراهه بسپاریم. GPS اطلاعات مسیرها و نقطه های پیموده شده در برنامه های قبلی رادر حافظه خود ذخیره دارد و فایل اطلاعات مربوط به نقشه های ماهواره ای توپوگرافی کروکی های GPS و لیست نقاط و پوزیشنها را در حافظه تلفن همراه خودم ذخیره کرده ام تا در موقعیت های اضطراری و یا هنگام گم شدن بتوان از آنها بهره جست و البته فکر کنم این کاربرد و کارائی به مراتب بهتر از جابجایی بلوتوسهای جوک و شوخی برای همراه من باشد. خودرو را در وضعیت چهار چرخ قرار می دهیم و پس از روشن نمودن دستگاه GPS به قلب کویر می تازیم. پهنه های فراخ دشت و افق باز کویر، افسونی از عظمت آرامش و یگانگی را در خود دارد و احساس یکی شدن زمین و آسمان در دور دست بی انتهای دشت، لذتی وصف ناپذیر و جادوئی را به انسان ایجاد می دهد.

79_full

چیزی که در بسیاری از کشور های جنگلی و باران خیز اروپائی اثری از آن نیست و شاید نکته مهم در استقبال گردشگران خارجی از کویرهای زیبای ایران همین است. مسیر را به سوی آفتاب در پیش می گیریم و کم کم درخشش سنگهایی بر روی زمین دشت، نظر مارا به خود جلب می کند می دانم که رسیده ایم و اینجا همان دشت جواهرات و کویر پوشیده ازسنگهای عقیق و درهای انگشتری است. به اصرار خانواده توقف می کنم و همه با شور و نشاط در بستری از سنگهای قیمتی پیاده می شوند. همسرم برای انجام کارهای هنری و تراش سنگهای قیمتی به تعدادی از آنها نیازمند است و همه با هم سعی می کنیم تازیباترین و بزرگترین آنها را جمع آوری کنیم. در این فاصله، نیمای کوچک هم که چندمین سفر کویرش را تجربه می کند توانست بقول خودش با مارپولکی کوچولو(مارمولک) به نام علمی گکو، طرح دوستی بریزد و از تعقیب و گریز پرهیجان این موجود دوست داشتنی، لذت زیادی ببرد. وقت نهار است و پس از افروختن آتشی کوچک با طاقهای خشکیده، خود را به صرف مقادیری کنسرو لوبیا به همراه ماست تازه و نان محلی میهمان می کنیم. طعم دلچسب نان محلی که خبر ازدسترنج پینه بسته کشاورز و کدبانوی روستایی می دهد به همراه هوای مطبوع دشت، لذتی وصف ناپذیر برای هر مسافری است که قدم در راه سفر به دل کویر بی انتها می نهد. پس مانده ها و آشغالهای باقیمانده را جمع می کنیم تا به موطن خود برگردانیم؛ شهرها بزرگترین مولدهای آلوده ساز محیط زیست هستند و خدا می داند تاچندی دیگر ورود فاضلابها و زباله های شهری چه بلائی بر سر اکو سیستم و طبیعت پاک این کره خاکی بیاورد؟! هر چند هم اکنون هم باگرمایش کره زمین و افزایش شمارمبتلایان به انواع بیماریهایی چون سرطان، جامعه بشری بیش از هر زمان دیگری دچار آسیب و بحران در بخش محیط زیست می باشد و بسیاری از دانشمندان خطر وقوع فاجعه ای در آینده نزدیک را هشدار میدهند. در قسمتهایی از مسیر عبور گاه و بی گاه ماشینهایی در دل کویر گواه از حضور افرادی دارد که تردد آنها در این مسیر به طور قطع هدفی جز قاچاق مواد افیونی نخواهد داشت و در مواردی می تواند برای تیم کوچک ما بسیار خطرساز باشد. جهت را به سمت جاده آسفالته زنوغان به خور کج می کنیم و پس از ساعتی می توان تردد کامیونهای ترانزیتی را در جاده مشاهده نمود و شاید تعدادی شتر که منتظر تاریکی هوا برای ورود به جاده و برخورد با راننده های غافل و نگون بخت هستند! بی درنگ به یاد کشور امارات هستم که با وجود برخورداری از جاده های کویری بسیار ، حتی یک کیلومتر جاده بدون فنس و محافظ هم ندارد! براستی که دل کندن از این همه زیبائی و شکوه کار بسی دشوار و آزار دهنده است ولی تا غروب فرارسیده و بزودی سایه سیاه تاریکی همه دشت را فرا خواهد گرفت. خورشید آخرین انوار زرین خود را در پس ابرهای پراکنده آسمان که هر کدام به نوبه خود تداعی گر وهم و خیالی در این بیکران هستند، به زیر می کشد تا اندک اندک راه بر ورود دیو تاریکی هموار گردد. این زیبائی دلگیر کننده در خود آرامشی بس ژرف نهفته دارد که هر بیننده ای را برای تماشای آن میخکوب می نماید و لحظاتی که آفتاب آخرین درخشش های خود را در قفای کوه اسفندیار پنهان می سازد، وقت مناسبی است تا اعضاء خانواده با چهره هایی آکنده از لبخند و رضایت ، عشق و محبت را با نگاههای پر مهر خود به یکدیگر حواله سازند و بدین گونه خاطره روزی شیرین وسفری دیگر را برای همیشه در ذهن خود ثبت نمایند.

گزارش از : احمد رونقی سرپرست شبکه زیست محیطی خراسان جنوبی

سفر به کویر خور و خوسف ( دشت عقیق)TASVIR COMPANY
00

Leave a Reply

ثبت نام در سایت